(Neuburger, Gesch. d. Med, I, 1906, pp. 177-182) فهرستي از 59 اثر را ارائه ميكند كه شايستهٴ اطلاق مجموعهٴ بقراطي است، زيرا كمابيش معلومات و روحيهٴ استاد را وفادارانه عرضه ميدارد. برشمردن اين آثار جاي زيادي ميگيرد، ولي آنها به اين ترتيب تقسيم شده است: (الف) كليات، 8؛ (ب) كالبدشناسي و وظايف الاعضا، 10؛ (ج) دستورات غذايي، 2؛ (د) آسيبشناسي عمومي، 10؛ (ه) آسيبشناسي اختصاصي، 8؛ (و) درمانشناسي، 2؛ (ز) جراحي، 8؛ (ح) چشمپزشكي، 1؛ (ط) بيماريهاي زنان، مامايي، و بيماريهاي كودكان، 10.
رسالهٴ فيثاغوري دربارهٴ هفت (يا ايام بحران) احتمالاً مربوط به پيش از بقراط است. امكان دارد مربوط به آغاز سدهٴ پنجم، و برخي قسمتهايش باز هم قديمتر باشد. و. ه. روشر اظهار ميكند كه يازده بند آغاز آن يك متن ايوني قرن ششم است، و حتي مقدم بر فيثاغورس. از سوي ديگر، فرانتس بول گمان ميكند كه اين رساله قديمتر از نيمهٴ سدهٴ پنجم باشد. اگر اين رساله متعلق به دورهٴ پيش از بقراط باشد، اين به ما كمك ميكند تا سيماي روزهاي بحران را اندكي ديرتر دريابيم (جالينوس آن را به بقراط نسبت ميدهد)؛ ولي از سوي ديگر، از آنجا كه نظريهٴ منشأ اخلاطي بيماريها در رسالهٴ دربارهٴ هفت آمده، بنابر همان فرض، ديگر نميتوان آن را به بقراط منسوب دانست.
سوگند نامه ممكن است مقدم بر بقراط و حتي مقدم بر قرن پنجم باشد، و ه. س. جونز گمان نميكند اين آثار پيش از بقراطي باشد. او همهٴ آثار حاوي كلمات قصار را به ترتيب زير در مجموعهٴ بقراطي قرار ميدهد (تواريخ پيشنهادي): پيشگيريهاي اوليه، حدود 440؛ تقدمةالمعرفه و كلمات قصار، حدود 415؛ تقدمةالمعرفهٴ كوسي، حدود 410؛ تغذيه، حدود 400؛ دندان درآوردن باز هم متأخر بر آن.
احتمالاً آثار زير اصل است. به هر صورت تاريخ آنها مربوط به عصر بقراط است، ولي به ترتيبي كه آنها را نقل كردهايم، نبايد اهميت داد.
(1) بيماري مقدس، كه به طريقي عقلاني دربارهٴ صرع گفتوگو ميكند، كه در آن هنگام داراي منشأ آسماني پنداشته ميشد. او صرع را بيماري مغزي ميداند، نه مربوط به قلب يا حجاب حاجز. اين رساله داراي اطلاعات كالبدشناختي زيادي است.
(2) هواها، آبها و جاها، كه اهميت هواشناسي، بومشناسي و نجوم را از لحاظ طبي نشان ميدهد. اين رساله تأثيرات جغرافيايي و اقليمي را در موجودات و در علل و انتشار بيماريها توصيف ميكند، و آن را بايد نخستين رساله در جغرافياي پزشكي و يكي از اولين مقدمههاي جغرافيايي بر تاريخ دانست.